السيد حامد النقوي

469

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

به ترتيب حروف تهجى جمع كرده و ادعاى احاطه جميع احاديث نبوى از اقوال و افعال انحضرت كرده صلى اللَّه عليه و سلم تبويب فرمود و بر ابواب فقهيه ترتيب داده و الحق بنطر در ان كتابها ظاهر مىشود كه چه كارها كرده و چه تصرفات نموده و بار ديگر منتخبى از ان گرفته و اكثر مكررات را انداخته آن نيز كتابى مهذب و منقح آمده گويند كه شيخ ابو الحسن بكرى مىفرمودند للسّيوطى منّة على العالمين و للمتّقى منّة عليه و ديگر رسائل و كتب تصنيف كرده كه سالكان طريقت و طالبان آخرت را سرمايهء وقت و مددكار حال باشد مجموع تصانيف و تواليف وى از صغير و كبير و عربى و فارسى از صد متجاوزست و اول تصانيف او رساله تبيين الطرقست كه بتصنيف آن از غيب ملهم شدند ديگر مجموعه حكم كبير كتابيست نافع شامل خلاصه هر چه در تمامه كتب تصوفست بياران خود مىفرمود كه علامت فهم كردن شما اين كتاب را آنست كه هر چه از و وقائع اين راه مشكل شود از آنجا حل كنيد و هر مسئله از مسائل اين علم كه پرسند از وى جواب دهيد و اشتغال وى به تتبع سنن و احاديث نبوى صلّى اللَّه عليه و سلم تا آخر وقت حيات بود كه در آن وقت به مقتضاى عادت بشرى جنبيدن ممكن نباشد شب و روز بتاليف كتب احاديث و تصحيح و مقابله آن مشغول بودى گويند كه در فهم دقائق و استنباط معانى و نكات بمرتبه رسيده بود كه علماى كبار كه در ان ديار شريف بودند غير از تحير و تحسين نمىنمودند و شيخ ابن حجر كه در زمان خود اعظم فقها و اعلم علماى مكه معظمه بود و در ابتداى حال اوستاد شيخ بود اگر در معانى بعض احاديث متوقف و متردد شدى بشيخ گفته مىفرستاد كه اين حديث را در تبويب جمع الجوامع در كدام باب نهاده‌اند تا بقرينه قياس ان بمعنى ان پى مىبرد و بارها خود را نسبت به خدمت شيخ تلميذ حقيقى مىخواند و در آخر مريد شد و خرقه خلافت پوشيد و على هذا القياس جميع مشايخ و اكابر آن وقت بكمال فضل و ولايت وى معترف و در رعايت تعظيم و تكريم وى متفق بودند و الان نيز خواص و عوام آن ديار چنانچه مشايخ سلف را ياد كنند او را نيز ياد مىكنند و با قطع نظر از تصانيف كتب و نشر علوم كه علماى ظاهر را نيز بعد از حصول توفيق و بركت ميسّر باشد آنچه از رياضات و مجاهدات و كرامات و محاسن اخلاق و محامد اوصاف و رزانت افعال و متانت احوال و رعايت آداب ظاهر و باطن و تقوى و ورع از وى نقل مىكنند اول دليلست بر كمالات باطنى و احوال حقيقى وى الخ و نيز شيخ عبد الحق در مدارج النبوة گفته و شيخ اجل على متقى در تبويب جمع الجوامع سيوطى كه آن را جامع كبير نام كرده براى اشراق نماز عنوانى جدا نهاده الخ و غلام على از او بلگرامى در سحبة المرجان فى آثار هندوستان گفته مولانا الشيخ على المتقى هو من اعاظم الاولياء و اكابر الاتقياء آباؤه من جونفور و مسقط راسه برهانفور من بلاد الدّكن تلمّذ على الشيخ حسام الدّين الملتانى و غيره من العلماء ثمّ سافر سنة ثلاث و خمسين و تسعمائة الى الحرمين الشريفين زادهما اللَّه شرفا و صحب الشيخ أبا الحسن البكرى